لطفاً «وبلاگ من» را فیلتر نکنید…
۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ( ۷:۵۰ ب.ظ )خوب یه چند وقتیه فکرم رو مشغول کرده… به من چه که چه فکری میکنی؟!
سوال اینه کدوم یک از شخصیتهای زیر بیشتر یادگار امامن ؟
۱- سیدحسن نصرالله
۲- سید حسن خمینی
من که فکر میکنم یادگاری باید آدم رو یاد یادگاریدهنده بندازه …
مَرد
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ( ۱:۰۵ ب.ظ )۲۲ بهمن
۲۳ بهمن ۱۳۸۶ ( ۲:۱۳ ب.ظ )بیچاره موسویان و … فکر کنم هر وقت احمدینژاد رو میبینه تمام تن و بدنش کهیر میزنه!
دکتر نوری !؟ من ؟!
۸ بهمن ۱۳۸۶ ( ۲:۲۰ ب.ظ )اینقدر تعلل کردم تا اینجوری شد. لعنت به این زندهگی.
یا علی مددی
پپسی، غزه
۲ بهمن ۱۳۸۶ ( ۱۰:۳۶ ب.ظ )یکی میگفت پپسی سرواژهی “Pay Each Penny, Save Israel” هست.
غزه این روزا داره با پول کیا زیر و رو میشه ؟
پینگاری: روایت دیگهای میگه: “Pay Every Penny, Support Israel”
حل معادلات پیچیده سیاسی
۲۳ دی ۱۳۸۶ ( ۱۲:۲۸ ق.ظ )پریشب داشتم مستند بروبچههای روایت فتح در مورد جنگ ۳۳ روزه حزب الله با اسراییل رو می دیدم که علی آقا (داداش کوچیکه) پرسید:
«مگه ما با لبنان دوست نیستیم ؟»
- چرا، دوستیم !
+ پس چرا وقتی اسراییل به لبنان حمله کرد ما نرفتیم کمکش ؟
به همین سادهگی! بگذریم که چهطوری توجیه کردم که خوب ما خیلی چیزا رو باید بسنجیم تا ببینیم به نفعمون هست که اصلا وارد جنگ بشیم یا نه و این حرفا …
گاهی اوقات فکر میکنم باید همون جوری فکر و عمل کرد… یعنی یه لحظه فکر کردم راست میگه ! چرا ما نرفتیم ؟
حل معادلات درجهی چندم با سادهسازی اونقدر زیاد که بشه درجه یک… خیلی ساده.
محرم
۲۱ دی ۱۳۸۶ ( ۶:۳۰ ق.ظ )اومده، بیرون که نمیره هیچ… هی جاشم محکمتر میکنه !
هنوز که نوبت به قمر بنی هاشم نرسیده، ولی من می گم:
چون ماه چهارده برآید / دریا به گمان فراتر آید
ای آب بهل خیال باطل / این ماه کجا و بوفضایل
گیرم دو-سه گام برتر آیی / کو حد حریم کبریایی
نمی دونم از کیه !
پینوشت:
نیکومردی واسم کاملش رو فرستاد و از خودش تنها یک نام جا گذاشت؛ امین
تو اتوبوس شرکت واحد، بالا سر راننده نوشته بود
۲۰ دی ۱۳۸۶ ( ۱۱:۰۴ ب.ظ )ندارم هیچگونه توشهی راه
به جز «لا تقنطو من رحمه الله»
رسید از دست PM ای به دستم !
۱۷ دی ۱۳۸۶ ( ۱۱:۲۷ ق.ظ )روزگاریست همه عرض بدن میخواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند
دیو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هایی که لباس پدری می پوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند
عشقها را همه با دور کمر میسنجند
خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد
عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد
لعنت به این زندهگی
۱۵ دی ۱۳۸۶ ( ۱۱:۲۴ ب.ظ )کلی می خواستم بنویسم که این … مزاحم شد. حالِ نداشتم رو گرفت.
گریهام می آد !
ظَلَمتُ نََفسی وتجرّأت بجهلی …
مشکل اینه که کسی که می آد تو، به راحتی نمیشه انداختش بیرون. کسی هم که باید بیاد تو، نمیآد !
این جوری بهتره، سربسته.
حاجی بابا برای آدم بی معرفتی مثل من، تنها فرقی که کرده اینه که ۲ متر رفته پایینتر… درد و مشکلاتش هم البته کمتر شده.
فاتحه !
«دل آدمی زاد مثل انار می مونه، باید چلاندش تا شیرهاش در بیاد. حکماً هم مطبوعه… یا علی مددی»
مکعب روبیک
۲۴ آذر ۱۳۸۶ ( ۱۱:۰۴ ق.ظ )جگر سيد حسن نصرالله
۲۲ آذر ۱۳۸۶ ( ۳:۵۱ ب.ظ )لطیفه
۲۱ آذر ۱۳۸۶ ( ۱۲:۱۳ ق.ظ )بعد از مطلب غم ناک قبلی می خوام جدید ترین لطیفه ای که شنیدم (دیدم و خوندم) رو بگم؛
جناب آقای خاتمی در مراسم ۱۶ آذر(۲۰ آذر) تو سالن شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران فرمودند: “بسياري از دستاوردهاي هستهاي حاصل تلاش دولت قبل است. دولت فعلي هم البته تلاشهايي ميكند اما ما تلاشمان اين بود كه به شوراي امنيت نرويم نه اين كه از حقمان بگذریم”.
درسته که خنده دار هست ولی یه کم دل آدم می سوزه واسش (یه بار دیگه بخون). نه ؟